لینک های مرتبط
ساعت و تاریخ انتشار خبر:21:21--یکشنبه 14 دی 1393

http://www.danakhabar.com/files/fa/news/1393/5/27/153444_234.jpgرونامه ایران روز 24 آذرماه 1393 ، مصاحیه ای را با هدایت فهمی ، معاون دفتر برنامه‌ریزی آب وزارت نیرو ترتیب داده اند که موارد مطروحه در این مصاحبه در نوع خود برای ما بسیار مهم و قابل تامل است.


http://www.danakhabar.com/files/fa/news/1393/5/27/153444_234.jpgرونامه ایران روز 24 آذرماه 1393 ، مصاحیه ای را با هدایت فهمی ، معاون دفتر برنامه‌ریزی آب وزارت نیرو ترتیب داده اند که موارد مطروحه در این مصاحبه در نوع خود برای ما بسیار مهم و قابل تامل است.

 

 

 

 

 

روزنامه ایران / دوشنبه 24 آذر 1393 / صفحه 5 / عطیه لباف / نیم نگاه


امروزه موضوع آب به یکی از چالش‌های فراگیر کشور تبدیل شده که عبور از آن بیش از هر چیز نیازمند مدیریت کارآمد منابع آب موجود در کشور و برنامه‌ریزی اصولی است اما مدیریت منابع آب ایران به سبب قرار گرفتن بیش از 70 درصد مناطق آن در مناطق خشک و نیمه خشک و یکنواختی توزیع مکانی منابع آب در عمل آن قدر ساده نیست چراکه عملاً 15 استان کشور با دربرگیری 35 درصد مساحت کشور در مناطق فرا خشک و خیلی خشک قرار دارند و به این ترتیب می‌بینیم در برخی حوضه‌ها آب کافی هم برای آشامیدن و هم برای کشاورزی و صنعت وجود دارد اما در برخی مناطق با کمبود شدید آب حتی برای شرب مواجه هستیم و باید برای تأمین آب این مناطق فکری اساسی شود.


از این رو دیگر نمی‌توان به مدیریت حوضه‌ای آب بسنده کرد زیرا اگر قرار است در شرایط تغییر اقلیم و خشکسالی کنونی منافع ملی ما حفظ شود و شاهد توسعه پایدار باشیم باید برای آب برنامه‌ریزی‌های کلان داشته باشیم و مدیریت فراحوضه‌ای و یکپارچه منابع آب در اولویت قرار بگیرد. بدین منظور شاید بتوان طرح‌های انتقال بین حوضه‌ای آب را یکی از ابزارهای گران اما کارآمد مدیریت بحران کنونی دانست. در این خصوص هدایت فهمی معاون دفتر برنامه‌ریزی آب و آبفای وزارت نیرو در گفت‌و‌گو با «ایران» به بیان حجم پروژه‌های انتقال بین حوزه‌ای آب کشور و برنامه‌های آینده پرداخت که می‌خوانید:

 

چند طرح انتقال بین حوضه‌ای آب در دست بهره برداری در وجود دارد؟

در حال حاضر 15 پروژه انتقال آب بین حوضه ای در کشور در حال بهره برداری است که این پروژه ها شامل انتقال آب رودخانه کارون و سرشاخه های دز از طریق تونل های کوهرنگ 1 و 2 به زاینده رود، انتقال آب چشمه لنگان از مبدا فریدونشهر به مقصد اصفهان،  انتقال آب از سد کرخه به منطقه دشت عباس ایلام، انتقال آب از حوضه زاینده‌رود  به کاشان، آران و بیدگل، انتقال آب  از استان ایلام به دشت های گرمسیری استان کرمانشاه، انتقال آب از زاینده رود به یزد، انتقال آب از سد کمال صالح به شهر اراک، انتقال آب از سدهای لار و لتیان به تهران و انتقال آب از قمرود( از سرچشمه های دز و رود کارون به استان های مرکزی )، انتقال آب از سد کوثر به حوضه آبریز استان بوشهر، طرح‌های انتقال آب به استان کرمان و طرح‌های انتقال آب به استان سمنان، از سر شاخه‌های هراز می شود.

 

این 15 طرح سالانه چه حجم از آب را منتقل می‌کنند؟

به کمک این طرح‌ها به طور متوسط سالانه 2 میلیارد و 438 میلیون متر مکعب آب از مناطق پر آب کشور به مناطق کم آب و بحرانی منتقل می‌شود.

 

آیا این آب به مصرف بخش کشاورزی و صنایع نیز می‌رسد؟

خیر، این منابع آبی فقط برای تأمین آب شرب و صنایع استراتژیک شهرها و استان‌هایی استفاده می‌شود که دچار بحران هستند و به هیچ وجه مجوز استفاده از آن برای تمامی صنایع و کشاورزی داده نمی‌شود.

 


انتقال بین حوضه‌ای آب یکی از نگرانی‌های بزرگ حوضه‌های آبریز مبدأ است و مردم این مناطق هیچ تمایلی برای انتقال آب حوضه خود به حوضه دیگر ندارند و دغدغه تمام شدن منابع آب حوضه برای آن‌ها تهدید محسوب می‌شود با این وجود همچنان می‌بینیم طرح‌های انتقال متوقف نمی‌شود. چرا؟

انتقال بین حوضه‌ای آب آخرین راهکار استراتژیک موجود است و در اجرای این طرح گران تمامی جوانب بررسی می‌شود. ضمناً باید توجه کرد که انتقال بین حوضه‌ای فقط  حوضه‌های آبریز مبدأ را دچار تنش نمی‌کند بلکه برای حوضه دریافت‌کننده آب نیز یک دغدغه است. اما باید بگویم که در انتقال بین حوزه‌ای آب ما ملزم به  بررسی 6 گزینه هستیم که اگر این 6  پیش‌شرط تأمین نشود هیچ آبی منتقل نخواهد شد.

 

ضمن آنکه هر زمانی که هر کدام از این 6 پیش شرط تهدید شوند انتقال آب متوقف خواهد شد پس با توجه به این موارد جای نگرانی باقی نخواهد ماند.

 

پیش شرط‌های اول ودوم؛ ارزیابی اثرات زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین حقوقی، سیاسی و امنیتی در هر دو حوضه،

سوم؛ مدیریت تقاضا در حوضه مصرف به طوری که تمام راهکارهای مدیریت مصرف در حوضه مصرف باید انجام شده و دیگر امکان صرفه‌جویی وجود نداشته باشد،

چهارم؛ وجود مازاد آب در حوضه آبریز مبدأ و توجه به برنامه‌های توسعه‌ای و نیاز آینده آن،

پنجم؛ منتفع شدن حوضه آبریز مبدأ از منافع انتقال آب

و پیش شرط ششم ایجاد نشدن ناپایداری در هر دو حوضه پیش شرط‌های انتقال بین حوضه‌ای آب است که ما آن‌ها را رعایت می‌کنیم.

 

اگر تمام این موارد رعایت شود جای نگرانی باقی نخواهد ماند به طوری که می‌بینیم در تمام دنیا انتقال بین حوضه‌ای آب یکی از راهکارهای مدیریت منابع آبی است.البته در انتقال آب به تهران که حدود یک ششم آب شرب مصرفی کشور را به خود اختصاص می‌دهد مدیریت مصرف یک اصل شده است چراکه باید از ایجاد هر گونه ناپایداری برای انتقال آب به این حوضه جلوگیری کرد.


چه تعداد طرح در دست اجرا است؟

در حال حاضر 10 طرح بزرگ انتقال بین حوضه‌ای آب در دست اجراست که بر حسب اولویت‌های آبی حوضه مبدأ و مقصد و 6 پیش شرط ذکر شده در خصوص حجم انتقال آب این طرح‌ها امکان بازنگری بر آن وجود دارد البته این طرح‌ها قطعی هستند و فقط احجام قابل بررسی است. اما اکنون تخمین می‌زنیم که حجم آن‌ها حدود 3 میلیارد متر مکعب باشد. این طرح‌ها شامل کوهرنگ 3، انتقال آب به دریاچه ارومیه و کرمان، کردستان، بروجن، فارس و... است.

 

چند طرح مطالعاتی انتقال آب بین حوضه‌ای برای کشور داریم؟
18 طرح، اما این طرح‌ها در دست مطالعه هستند و قطعی نیستند به همین خاطر نمی‌توان در خصوص حجم انتقال سالانه آن‌ها اظهار نظر کرد. فعلاً در حال بررسی جوانب طرح هستیم.

 

طرح های انتقال آب از دریا به فلات مرکزی و دریاچه ارومیه درچه وضعیتی است؟
در حال حاضر انتقال و تصفیه آب خلیج فارس ودریای عمان به سرزمین اصلی توسط بخش خصوصی در حال انجام است اما انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی و استان سمنان در دست بررسی و نیازمند مجوزهای محیط زیستی است. همچنین طرح انتقال آب دریای خزر به دریاچه ارومیه نیز در مرحله مطالعه است.

 منبع: وب سایت خلخالیم

 

پانویس مدیر سایت خلخالیم: با عرض سلام و ادب خدمت دوستان و همشهریان گرامی

 

با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی  و از آنجاییکه برخی نمایندگان محترم شهرستان اردبیل وعده انتقال آب قزل اوزن به دشت اردبیل را بعنوان شعار انتخاباتی دوره گذشته خود بیان کرده اند ، شدیدا در تلاش هستند که این موضوع را پر رنگ تر کنند و در محافل مختلف حتی سخن از اجرای قسمتی از این طرح نمایند که در جای خود قابل تامل و بحث است .

 

دوستان عزیز همانگونه که قبل تر هم در این سایت مطرح شده است ، حقابه رودخانه ای به قسمتهایی تعلق دارد که در حوضه آبریز آن هستند  و لذا حقابه استان اردبیل از قزل اوزن شامل شهرستانهایی از استان اردبیل میشود که در حوضه آبریز هستند و طبق نقشه های شرکت آب منطقه ای اردبیل فقط شامل شهرستانهای خلخال و کوثر میباشد و لا غیر و در این موضوع اصلا نباید کوچکترین تردیدی به خود راه بدهیم .

 

ولی اگر مسئولین محترم استان و مخصوصا نمایندگان عزیز مرکز استان قصد انتقال آب به اردبیل را دارند ، با توجه به اینکه دشت اردبیل در خارج از حوضه آبریز قزل اوزن قرار دارد ،  این موضوع نباید تحت عنوان "حقابه" که باید با عنوان " انتقال خارج حوضه ای" مطرح شود و بر اساس ضوابط موجود بر سر راه انتقال بین حوضه ای با آن رفتار شود .

 

لذا از این منظر مصاحبه بالا برای ما بسیار مهم و حائز اهمیت است

مواردی که در مصاحبه بالا عنوان شده در نوع خود بسیار تامل برانگیز ، روشنگر و راهگشاست ، از جمله اینکه انتقال بین حوضه ای آخرین راهکار استراتژیک بوده و به هیچ وجه این آب نمیتواند مصرف کشاورزی و صنعتی داشته باشد !!

 

با مطالعه بندهای شش گانه بالا اولین سئوالی که به ذهن بنده خطور کرد ، این بود که کدامیک از این بندها توسط مرکز استان رعایت شده است که به این راحتی سخن از انتقال آب به دشت اردبیل به میان می آورند و بدون در نظر داشتن نظرات و منافع شهرستانهای خلخال و کوثر چنین مطالبی را با قاطعیت مطرح می کنند ؟؟؟

 

آیا طبق پیش شرطهای اول و دوم مطالعات زیست محیطی در این خصوص صورت گرفته است ؟ و یا رضایت اهالی شهرستانهای خلخال و کوثر جلب شده است و یا موارد وفاق و همدلی اهالی استان در این مورد مد نظر قرار گرفته است که این موضوع میتواند برای همیشه بین اهالی استان کدورت و عدم تعادل ایجاد کند . طبق اظهارات صاحب نظران ، آب قزل اوزن در حال کاهش است و تبعات منفی زیست محیطی دست کاریهای بشر روز به روز بیشتر در حال خود نمایی است و ما فاجعه های دریاچه ارومیه و رودخانه زاینده رود را بعلت عدم مدیریت صحیح منابع آب به خوبی مشاهده و درک میکنیم . پس ، از کنار تبعات منفی زیست محیطی این انتقال به راحتی نمیتوان گذشت و باید با جدیت تمام مورد بررسی قرار گیرد .

 

طبق پیش شرط سوم ، آیا راهکارهای مختلف در جهت الگوهای مصرف و نحوه صرفه جویی آب در دشت اردبیل رعایت شده است ؟ آیا در خصوص چاههای عمیق بی شماری که دشت اردبیل را سوراخ سوراخ کرده تدبیری اندیشیده شده است ؟ آیا تدابیری در جهت تغییر الگوی کاشت کشاورزی صورت گرفته است ؟ مطمئنا اگر این اتفاق می افتاد نباید شاهد کاشت سیب زمینی در این دشت باشیم که هم مصرف آب زیادی دارد و هم نسبت به آب مصرفی بازدهی به مراتب کمتر ! و موارد متعددی که نشان از آن دارد این بند به هیچ وجه در دشت اردبیل رعایت نشده است .

 

طبق پیش شرط چهارم ، آیا به طرحهای توسعه ای خلخال و کوثر  و نیازهای آینده این منطقه توجه شده است ؟ به نظر این حقیر ، طبق همین پیش شرط و بر اساس واقعیتهای موجود در شهرستانهای خلخال و کوثر ، حتی به نیازهای کنونی شهرها و روستاهای خود حوضه آبریز نیز توجه نشده است چه برسد به نیازهای آینده توسعه ای و اینکه طی سالهای آینده کشورما به سمت خشکسالی میرود و مصرف آب در مناطق پر آب هم باید مدیریت شده و بهینه شود

 

طبق پیش شرط پنجم به زبان عامیانه میتوان گفت ، هر گونه انتقالی حتی اگر صورت گیرد ، نباید مفت منتقل شود . جالب اینجاست ، ادعای انتقال به دشت اردبیل در حالی مطرح میشود که سالهاست مرکز استان ، حق و حقوق خود شهرستانهای خلخال و کوثر را نیز نادیده میگیرد چه برسد به اینکه در قبال انتقال بخواهد نفع بیشتری به خلخال و کوثر برساند !!!!

 

پیش شرط ششم در عین ساده بودن عبارات ، مضامین عمیقی را در پی دارد و این ناپایداری را چه در مبدا و چه در مقصد بیان میکند که از جهات مختلف ، چه اجتماعی و چه اقتصادی و چه جغرافیایی را میتواند شامل شود و بنده مطمئن هستم که فکر انتقال آب به دشت اردبیل بدون در نظر گرفتن این پیش شرطها مطرح شده و انتظارات نا بجایی را برای اهالی دشت اردبیل فراهم کرده است ، حال آنکه این آب حق ماست و این حق طبیعی ماست که برای حفظ آن تلاش کنیم و وظیفه ماست که در خصوص این حق خوری آشکار ساکت نباشیم و اطلاع رسانی کنیم و لذا این تلاشهای ما برای احقاق حقوقمان به هیچ وجه تقابل و مقابله با اهالی شریف و بزرگوار شهر اردبیل نبوده و نیست و چه بسا اگر این عزیزان هم جای ما بودند برای دفاع از حقوق خود از هیچ کوششی دریغ نمی کردند و لذا انتظار ما از مردم فهیم اردبیل این است که شرایط ما را درک کنند و لحظه ای خودشان را جای ما بگذارند . 

 

باید توجه داشته باشیم که هر گاه همه پیش شرطهای شش گانه عنوان شده تایید شوند ، انتقال بین حوضه ای میتواند اتفاق بیافتد و حتی یکی از این پیش شرطها محقق نشود ، هیچ آبی منتقل نخواهد شد

 

و نکته بسیار مهمتری که در این مصاحبه عنوان شده است ، اینکه اگر هم آبی منتقل شود ، هر زمان هر کدام از این پیش شرطها ، تهدید شود و یا بعبارتی شرایطش صدق نکند ، قابل تجدید نظر بوده و انتقال آب متوقف خواهد شد

 

با در نظر گرفتن شرایط کنونی منطقه و مطالبی که معاونت محترم دفتر برنامه ریز آب وزارت نیرو در این مصاحبه عنوان نموده اند ، به راحتی میتوان به این نکته پی برد که انتقال آب به دشت اردبیل با این پیش شرطها قابل اجرا نیست  و مطمئنا شهرستانهای خلخال و کوثر در زمینه آب نیازهای اساسی و وسیعی دارند که لازم است به آنها پرداخته شود و صرفا با توجه به یکی از پیش شرطهای بالا نمیتوان انتقال آب را توجیه کرد .  و اگر قرار است صنعتی در استان اردبیل راه اندازی شود که نیاز به آب دارد ، لازم است که آن صنعت به کنار آب منتقل شود و نه آب به صنعت که بعلت تبعات سنگینی که دارد ، سالهاست در دنیا منسوخ شده است

 

با تشکر از حوصله شما عزیزان

چاپ این صفحهنسخه مناسب چاپ
مطالب مرتبط